ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
35
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) داشتند . خبر قريش و حركت ايشان ميان مردم پيچيد تا آنكه در ذو الحليفه [ 1 ] نزول كردند . پيامبر ( ص ) در شب پنجشنبه پنجم شوال دو تن را ، نام آنان انس و مونس فرزندان فضاله از بنى ظفر ، به تجسس گسيل فرمود و آن دو از قريش براى رسول خدا ( ص ) خبر آوردند كه آنان اسبان و شتران خود را چنان در مزارع عريض رها كردهاند كه هيچ كشت و سبزهيى در آن نمانده است . پيامبر ( ص ) آن گاه حباب بن منذر بن جموح را نيز گسيل داشت . وى به مقامگاه قريش در آمد و شمارشان را تخمين كرد و با اخبار به دست آمده به حضور پيامبر ( ص ) برگشت . آن شب را كه شب جمعه بود سعد بن معاذ و اسيد بن حضير و سعد بن عبادة با تنى چند - و همگى مسلح - بر آستان پيامبر ( ص ) ، درون مسجد كشيك دادند و سراسر مدينه تا صبح پاسدارى شد . آن شب پيامبر ( ص ) به خواب ديد كه در حصنى استوار است و چنان است كه شمشير ذو الفقار از دسته شكسته است و گويى گاوى نر را سر مىبرند و پيامبر ( ص ) قوچى را از پى خود مىكشد . خواب را براى ياران خود باز گفته چنين تأويل فرمود كه : حصن استوار همان مدينه است و شكستن شمشيرم مصيبت و اندوهى است كه به خودم خواهد رسيد و گاو نرى كه كشته مىشود همانا كشته شدن برخى از اصحاب من است و قوچى كه از پى خود مىكشيدم دليل بر آن است كه ان شاء اللّه خداوند متعال قهرمان سپاه دشمن را خواهد كشت . پيامبر ( ص ) را دل بر آن بود كه از مدينه بيرون نيايد و اين خواب هم بيشتر اين نظر را تأييد كرد ، و دوستر مىداشت كه همگان با اين فكر موافق باشند ، ولى با ياران خود بر سر بيرون شدن از مدينه مشورت فرمود . عبد اللّه بن ابىّ بن سلول پيشنهاد كرد كه از مدينه بيرون نروند و بزرگان مهاجران و انصار نيز چنين نظر داشتند . پيامبر ( ص ) فرمود : در مدينه بمانيد و زنان و كودكان را در برجها و خانهها بگذاريد . گروهى از نوجوانان كه در جنگ بدر حاضر نبودند از پيامبر ( ص ) خواستند كه به سوى دشمن بيرون رود و اشتياق به شهادت ابراز كرده گفتند : ما را به مقابلهء دشمن از مدينه بيرون ببر . و اينان غلبه يافتند . پيامبر ( ص ) روز جمعه با مردم نماز جمعه گزارد و آنان را پند
--> [ 1 ] . ذو الحليفه دهكدهيى است در شش يا هفت ميلى مدينه و از ميقاتهاى حج اهل مدينه است . ر ك : ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 3 ، چاپ مصر ، 1906 ميلادى ، ص 329 . - م .